کمال گراها برخلاف چیزی که اول به نظر می رسد، الزاما آدم های موفقی نیستند. کمال گرایی عنوان غلط اندازی دارد. بیشتر وقت ها وقتی به کسی می گویی باید کمال گرایی ات را کنار بگذاری، می گوید مگر کمال گرایی چیز بدی است. شاید دلیلش این است که در زبان ما کمال واژه کاملا مثبتی است اما وقتی روان شناسان درباره کمال گرایی حرف می زنند، منظورشان کمال اخلاقی و عرفانی نیست. منظورشان آدم هایی است که فقط به بهترین راضی می شوند. رتبه تک رقمی کنکور را می خواهند، نمره 20 را می خواهند. بهترین سمت کاری را می خوا ...

کمال‌گرایی؛ همیشه «۲۰» گرفتن هم خوب نیست!



کمال‌گرایی

کمال گراها برخلاف چیزی که اول به نظر می رسد، الزاما آدم های موفقی نیستند

 

کمال گرایی عنوان غلط اندازی دارد. بیشتر وقت ها وقتی به کسی می گویی باید کمال گرایی ات را کنار بگذاری، می گوید مگر کمال گرایی چیز بدی است. شاید دلیلش این است که در زبان ما کمال واژه کاملا مثبتی است اما وقتی روان شناسان درباره کمال گرایی حرف می زنند، منظورشان کمال اخلاقی و عرفانی نیست. منظورشان آدم هایی است که فقط به بهترین راضی می شوند. رتبه تک رقمی کنکور را می خواهند، نمره 20 را می خواهند.

 

بهترین سمت کاری را می خواهند، بالاترین درآمد ممکن را می خواهند و بدبختی این جاست که از دیگران هم توقع دارند بهترین باشند. حتما شما هم یاد مامان ها و معلم های سختگیر دوران مدرسه افتادید. ذهنتان دارد درست جایی می رود. اگر شما هم والدین یا معلم های سختگیری داشته اید، احتمالا این نوشته چیزی از درون شما را برای شما فاش می کند. در این مطلب می خواهیم عملیات شناسایی کمال گرای درون را انجام دهیم. 

  

کمال گرایی چه شکلی است؟ 

سه سال است پشت کنکور مانده، نه به خاطر این که دختر باهوشی نیست یا درس نمی خواند؛ نه، هم درس می خواند و هم باهوش است. معدل های دبیرستانش هم تحسین برانگیزند، مشکل این جاست که او فقط پزشکی تهران را می خواهد. در سه سال گذشته رتبه اش به پزشکی شهرهای بزرگ غیر از تهران می رسیده اما او به گمان خودش نمی خواهد درجه دو باشد. اگر جوانی اش هم برود برایش مهم نیست، مهم این است که وقتی پزشکی تهران قبول شود، حس می کند به بهترین رسیده است.

 

شما هم حتما دور و برتان آدم های این شکلی دیده اید، شاید خودتان هم از این دسته باشید. کمال گراها معیارهای سختگیرانه ای برای موفقیت دارند. برای آنها نمره 19 یک شکست تمام عیار است. متاسفانه گفتمان کت��ب ها و سخنرانی های موفقیت‌طور هم کمال گرایی را تایید و ترغیب می کنند. وقتی جامعه رقابت محور باشد، کمال گراها اصلا فکر نمی کنند که مشکلی دارند. اگر می خواهید بدانید شما هم کمال گرا هستید یا نه پرسشنامه پایان مطلب را روی خودتان اجرا کنید.

 

کمال گرایی، انواع و اقسام 

کمال گراها برخلاف چیزی که اول به نظر می رسد، الزاما آدم های موفقی نیستند. کمال گرایی به سه شکل خودش را نشان می دهد: 

 

1. تنبلم چون کمال گرایم 

بله، درست خواندید. خیلی وقت ها ما هیچ کاری انجام نمی دهیم، چون فکر می کنیم نمی شود بهترین بود یا نمی توانیم بهترین باشیم. بی عملی یکی از شکل های کمال گرایی است. ممکن است یک کمال گرا سال های سال زندگی مرده و بی فعالیتی داشته باشد. کمال گرا می تواند نویسنده ای باشد که چیزی نمی نویسد، چون نمی شود بهترین چیزش را بنویسد یا فارغ التحصیلی باشد که دنبال کار نمی گردد، چون حس می کند همه مهارت های لازم در محیط کار را بلد نیست. 

 

2. موفق ناراضی ام چون کمال گرایم 

شکل خوشایندتر کمال گرایی آدم های موفق یا بهتر است بگوییم زیادی موفق هستند؛ آدم هایی که چندین کار را با هم انجام می دهند و می خواهند به بهترین شکل ممکن آن ها را انجام دهند. این دسته از کمال گراها رسما به کار معتادند. آن ها یک سازمان را آباد و خودشان را نابود می کنند. اگر غیر از کار مسئولیتی داشته باشند مثلا مادر باشند، سعی می کنند آن مسئولیت را به بهترین نحو انجام دهند. کمال گراهای این دسته اصلا نمی توانند کار را به دیگران بسپارند، چون حدس می زنند در این صورت کار به بهترین نحو انجام نمی شود. تفریح در قاموس این کمال گراها جایی ندارد. تفریح یک کار بی فایده به حساب می آید که با قانون اساسی کمال گراها یعنی «همیشه باید کار مفید انجام داد» در تضاد است. مهم ترین نکته این است که با وجود این همه موفقیت و مسئولیت پذیری این دسته از کمال گراها همچنان از خودشان ناراضی هستند و فکر می کنند بهتر هم می شود کار کرد.

  

3. وسواسی ام چون کمال گرایم 

دسته سوم کمال گراها کار را انجام می دهند اما با خون جگر. برای آن ها ددلاین یا زمان تحویل پروژه معنایی ندارد. آنها کار را آن قدر لفت می دهند تا حس کنند که بهترین شده است. آن ها آن قدر به جزییات بها می دهند که اصل و هدف کار را فراموش می کنند.

 

کمال گرایی برای خودم، عیب جویی از دیگران 

تا این جا فرض کردیم که کمال گراها فقط به خودشان گیر می دهند اما در واقعیت این طور نیست. آن ها عیب جویان بالفطره اند. رفتار هیچ کس آن ها را راضی نمی کند. آن ها هم در مورد خودشان و هم درباره دیگران نداشته ها را می بینند. در یک مهمانی خوب کافی است که مزه نعنای سالاد شیرازی به طبعشان خوش نیاید. از نظر آن ها مهمانی افتضاح بوده است. رعایت نکته به نکته آداب معاشرت برایشان مهم است و اگر دیگران رعایتشان نکنند، می خواهند دارشان بزنند. در نقش رییس آن ها همیشه حس نارضایتی به کارمندانشان می دهند و در نقش پدر یا مادر هیچ وقت از عملکرد بچه هایشان راضی نیستند. نکته مهم این جاست که بهترین آن قدر کلمه دست نیافتنی و مبهمی است که اگر کسی از نظر خودش خوب عمل کرده باشد، ممکن است از نظر کمال گرا افتضاح عمل کرده باشد.

 

کمال گرایی از کجا می آید؟ 

شاید پیچیده ترین سوال درباره کمال گرایی، ریشه هایش باشد. اگر در کودکی همه نیازهای روانی مان به اندازه کافی برآورده شده باشد، احتمالا کمال گرا نخواهیم شد اما اگر این موارد را تجربه کنیم، احتمال دارد کمال گرا شویم.

 

1. پدر و مادر بیش از حد موفق و توی چشم 

همین که پدر یا مادر ما بیش از حد موفق باشند، حتی اگر به ما گیر ندهند، ما در کودکی احساس می کنیم که فاصله زیادی بین آنچه هستیم و آنچه پدر و مادرمان هستند، وجود دارد و ممکن است بخواهیم این فاصله را با بهترین خواهی یا کمال گرایی پر کنیم.

 

2. پدر و مادر کمال گرا 

وقتی پدر و مادر خودشان کمال گرا باشند به احتمال زیاد درباره بچه هایشان هم کمال گرا هستند؛ یعنی فقط وقتی راضی می شوند که ظاهرا عملکرد بچه ها بهترین باشد. یعنی فقط وقتی نمره بیست و بدتر از آن رتبه اول را برای پدر و مادر بیاورند. کمال گرایی والدین باعث می شود که آن ها مشروط محبت کنند؛ یعنی این حس را به بچه بدهند که وقتی دوست داشتنی است که موفق باشد. پدر و مادر کمال گرا با نیت خیر بچه ها را به فنا می دهند.

  

3. مدرسه کمال گرا 

در معدود جاهایی که پدر و مادرها خوب عمل کرده اند، مدرسه ها نقش کمال گرا را بازی می کنند. خوشبختانه الان در دوره ابتدایی نمره ای وجود ندارد اما بچه های دهه های 60 و 70 در مدرسه های نمره محور و بنابراین کمال گرا بزرگ شده اند. مدرسه هایی که فقط وقتی به تو توجه می کردند که بیست می گرفتی. مدرسه هایی که دو توهم به بیست گرفته ها می دادند. اول این که با نادیده گرفتن هوش های غیرمدرسه ای مثل هوش موسیقایی یا نقاشی فقط به بچه هایی که درسشان خوب بود بهترین می گفتند. دوم این که با اشل بندی کاذب میزان یادگیری در نمره های صفر تا بیست به ما این توهم را می دادند که بهترینی وجود دارد و آن نمره 20 است.

 

4. هوش 

بله. درست خواندید. بعضی وقت ها باهوش بودن ما علیه ما عمل می کند. مخصوصا هوش هایی که در فرهنگ ما بیشتر مورد توجه هستند، یعنی هوش کلامی و هوش منطقی ریاضی. همین که به بچه ای که زودتر خواندن و نوشتن یاد می گیرد یا زودتر تا 100 می شمارد یا زودتر می فهمد که باران چگونه شکل می گیرد، توجه بیشتری شود و او را در مقایسه با دیگران در جایگاه بالاتری بنشانند، او حس می کند حالا که در این رقابت ها برده و بهترین شده تا آخر عمرش باید این بازی را ادامه دهد. اگر سری به مدرسه های تیزهوشان بزنید این ریشه کمال گرایی را با کیفیت اچ دی مشاهده می کنید.

 

5. نقص و شرم در کودکی 

پیچیده ترین ریشه کمال گرایی این است که هیچ کدام از موارد بالا را تجربه نکرده باشیم اما به هر دلیلی در کودکی بیش از حد از خودمان خجالت کشیده باشیم؛ مثلا حس کرده باشیم به اندازه کافی زیبا یا باهوش نیستیم یا به خاطر فقر و محرومیت در خانواده طعم بعضی از امکانات را نچشیده باشیم و حالا در بزرگسالی بخواهیم با بهترین شدن همه آن نقص ها را جبران کنیم یا همه آن شرم ها را فراموش کنیم. کمال گرایی اما هرگز داروی خوبی برای فراموشی نیست.

 

عوامل مۆثر بر کمال گرایی

بی عملی یکی از شکل های کمال گرایی است

 

این پرسشنامه به شما می گوید کمال گرا هستید یا نه؛ و اگر هستید چقدر؟

 

پرسشنامه معیارهای سختگیرانه 

راهنما: هر کدام از 10 جمله زیر را بخوانید و ببینید چقدر در مورد شما درست است؟ (منبع پرسشنامه: کتاب «زندگی خود را دوباره بیافرینید» جفری یانگ)

 

1. همیشه باید رتبه اول باشم. باید در بیشتر کارها بهترین باشم. 

کاملا غلط (1)    تقریبا غلط (2)    بیشتر درست است تا غلط (3)

اندکی درست (4)    تقریبا درست (5)    کاملا درست (6)

 

2. کمتر کاری مورد رضایت و قبول من قرار می گیرد. 

کاملا غلط (1)    تقریبا غلط (2)    بیشتر درست است تا غلط (3)

اندکی درست (4)    تقریبا درست (5)    کاملا درست (6)

 

3. هر کاری را باید طبق نظم خاص خودم و در حد عالی انجام دهم. 

کاملا غلط (1)    تقریبا غلط (2)    بیشتر درست است تا غلط (3)

اندکی درست (4)    تقریبا درست (5)    کاملا درست (6)

 

4. باید از وقت هایم بهترین استفاده را ببرم. 

کاملا غلط (1)    تقریبا غلط (2)    بیشتر درست است تا غلط (3)

اندکی درست (4)    تقریبا درست (5)    کاملا درست (6)

 

5. چنان مشغول کار هستم که فرصتی برای استراحت و آرامش ندارم. 

کاملا غلط (1)    تقریبا غلط (2)    بیشتر درست است تا غلط (3)

اندکی درست (4)    تقریبا درست (5)    کاملا درست (6)

 

6. به دلیل این که تمام فکر و ذهنم سخت به کار مشغول است از روابطم با دیگران غافل شده ام. 

کاملا غلط (1)    تقریبا غلط (2)    بیشتر درست است تا غلط (3)

اندکی درست (4)    تقریبا درست (5)    کاملا درست (6)

 

7. به دلیل این که به شدت تحت فشار زمان و استرس هستم، سلامتی من به خطر افتاده است. 

کاملا غلط (1)    تقریبا غلط (2)    بیشتر درست است تا غلط (3)

اندکی درست (4)    تقریبا درست (5)    کاملا درست (6)

 

8. اگر اشتباه کنم، لایق بدترین انتقادها هستم. 

کاملا غلط (1)    تقریبا غلط (2)    بیشتر درست است تا غلط (3)

اندکی درست (4)    تقریبا درست (5)    کاملا درست (6)

 

9. سخت رقابت گرا و اهل چشم و هم چشمی هستم. 

کاملا غلط (1)    تقریبا غلط (2)    بیشتر درست است تا غلط (3)

اندکی درست (4)    تقریبا درست (5)    کاملا درست (6)

 

10. ثروت و منزلت اجتماعی برای من بی نهایت مهم است. 

کاملا غلط (1)    تقریبا غلط (2)    بیشتر درست است تا غلط (3)

اندکی درست (4)    تقریبا درست (5)    کاملا درست (6)

 

نتیجه پرسشنامه 

 

نمره هایی را که گرفته اید، با هم جمع بزنید و ببینید در کدام دسته هستید؟ 

10- 19 شما اصلا کمال گرا نیستید. خوش باشید.

20- 29 ممکن است رگه های کوچکی از کمال گرایی در شما باشد اما چندان مهم نیست.

30- 39 کمال گرایی می تواند مشکلاتی برای زندگی شما به وجود بیاورد.

40- 49 شما کمال گرایی زیادی دارید.

50- 60 شما کمال گرایی خیلی شدیدی دارید و حتما برای رفع این شدت از کمال گرایی به یک روان درمانگر احتیاج دارید.

 

منبع: هفته نامه همشهری جوان

 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه